قومیت کرد

قومیت کرد

بجنورد اسمارت: کُردهای خراسان بخشی از مردم کرد ایران‌اند که پراکنش آنان در منطقه شمال خراسان بزرگ است که این منطقه با نام کردخانهشناخته می‌شود. زبان مردم این منطقه کردی کرمانجیو دین آنان اسلام است. فرهنگ کردهای خراسان با تفاوت‌های جرئی همانند فرهنگ کردی مردم سرزمین کردستان است. کردهای خراسان مسلمان شیعه مذهب‌اند و جمعیتشان با استناد به دانشنامه ایرانیکا «نیم میلیون» است؛ و برخی از آمارها تا یک و نیم میلیون برآورد می‌شود.کردهای خراسان از ترکیب کردستان بزرگ کردهای سوریه، قفقاز، باکو، ترکیه، کردهای جنوب عراق، ماکو ومهاباد تشکیل شده‌اند و کردهای افغانستان، پاکستان وهندوستان هم از خراسان به آن ولایت رفته‌اند .ادبیات شفاهی این مردم به علت نداشتن رسم‌الخط کرمانجی خراسان در معرض آسیب است.

محتویات

۱پیشینه
۲جغرافیا
۳مردم
۴فرمانروایان کرد خراسان از زمان شاه اسماعیل صفوی تا رضاشاه پهلوی
۵آداب و رسوم عروسی
۶موسیقی کردی خراسان
۷طبقه‌بندی گروه‌های هنری کرد خراسان
۸علت تغییرلباس و رقص کردهای خراسان، بعد از کوچ تاریخی
۹پوشاک
۱۰جستارهای وابسته
۱۱پانویس
۱۲منابع
پیشینه

مردم کردتبار منطقهٔ خراسان بنا به منابع تاریخی نوادگان کردهایی هستند که در زمان شاه عباس از منطقه باختری دریاچه ارومیه به این نواحی برای نگاهداری از مرزهای ایران کوچ داده شدند و بنا به روایتی دیگر شاه عباس آنان را به خاطر تضعیف سرکشی خان‌های کرمانجی و بکار بردن آنان در مقابله با حملات بی‌امان ازبکان، مغول و ترکمن به خراسان بزرگکوچاند.کردها قبل از زمان صفویه نیز در خراسان سکنی داشته‌اند. کُرد بودن ابومسلم خراسانیخاطرات دعبل خزائی در راه عبور و رسیدن به مرو و برخورد او با کُردی‌های علوی، خاطرات تیمور درکتاب منم تیمور جهانگشا، که در مسیرقوچان به گروهی برمی‌خورد؛ که می‌گویند: ما کُردیم و همزمان با دوره ی تیمور، کلاویخو نیز در سفرنامه ی خود اشاره به وجود کردها در خراسان می‌نماید. دلیل بر وجود کردها پیش از زمان صفویه در خراسان است.

جغرافیا

این منطقه در شمال خراسان در ایران قرار گرفته و ساکنان آن بیشتر اقوام کُرد است. این اقوام شامل حدود ۲۲ ایل یا طوایف مهم کُردی است. اکنون این منطقه با توجه به تقسیمات سیاسی ایران جزئی از استانهای خراسان شمالی، خراسان رضوی و گلستان به حساب می‌آید. شهرهای قوچان، شیروان، بجنورد، درگز، اسفراین، چناران، آشخانه و فاروج دارای اکثریت اقوام کرد و شهرهایمشهد، نیشابور و سبزوار دارای اقلیت کرد می‌باشند و بیشترین جمعیت کردنشین در شهرهای قوچان، شیروان، بجنورد و اسفراین می‌باشند.

مردم

استان خراسان شمالی ۸۱۱هزار نفر جمعیت دارد که حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد[ آنان را کردها در برمی‌گیرند و کردها بزرگترین گروه قومی این استان‌اند. اینان شیعه مذهب هستند. حدوداً ۲۲ قبیله مهم و ۱۲۲ گروه از این قومیت در خراسان ساکن‌اند. کردهای خراسان از شاخه کرمانجها هستند و به زبان کرمانجی سخن می‌گویند. یکی از عمده ویژگیهای قوم کرمانج خراسان شمالی که افراد این قوم را از دیگر اقوام ممتاز می‌کرده پوشش مردان و زنان این قوم بوده‌است که اکنون تنها به عنوان زینت به کار برده می‌شود. تنها بعضاً این پوشش اصیل کرمانجی در میان زنان عشایر، آن هم زنان مسن‌تر، دیده می‌شود و گاه نیز اهالی خطه خراسان شمالی در مجالس جشن و شادی اقدام به پوشیدن لباسهای کرمانجی می‌کنند.

ایل مراد خان که به (حسین‌زاده) شهرت دارندو بزرگ‌ترین ایل در شیروان هستند
ایل عمارلو در نیشابور
ایل مژدکانلو در نیشابور
ایل زعفرانلو در نیشابور، قوچان، درگز، و مشهد ساکن هستند.
ایل ملکشاهی و ایل شوهان در کاشمر
ایل زنگنه در خراسان شمالی
قوچان:طوایف زعفرانلو، برانلو، ارامانلو، سعدانلو، کیوانلو، عمارلو، شادلو، بچاوند، باوه نور در قوچان که همگی از ایل بزرگ حسنلو هستند. شیخ امیرانلو، سووانلو، پیچپرانلو، شاملو، بهادرانلو. توپکانلو، تیتکانلو، حمزه لو، رشوانلو، رودکانلو، زیدانلو
بجنورد: ایل کرد افشار و دوانلو در مزوج و بجنورد
رادکان: کاوانلو
اردلان: شارلو، گوشانلو، ترسانلو، بادللو

فرمانروایان کرد خراسان از زمان شاه اسماعیل صفوی تا رضاشاه پهلوی

حاج رستم یگ چشمگزگ که در دشت چالدران به امر سلطان سلیم امپراتور ترک عثمانی با یارانش به قتل رسید

شاه علی خان کرد چشمگزگ که همراه شاه عباس در سال ۱۰۰۰ قمری وارد خراسان شد.

شاهقلی سلطان میرایل جلیل چشمگزگ و امیرالامراء اکراد سال ۱۰۱۱ قمری
یوسف خان سلطان، میرایل جلیل چشمگزگ ۱۰۳۷ قمری
مهراب بیگ فرزند شاهقلی سلطان، ملقب به وکیل الاکراد(۱۰۳۸ قمری)
قراخان پسر مهراب بگ وکیل الاکراد
سام بگ سپهسالار و پدر زن نادرشاه (وکیل الاکراد)
محمد حسین خان ایلخانی ۱۲۴۸ قمری معاصر نادرشاه و شاهرخ امیر گونه خانه ایلخانی معاصر شاهرخ نادری و آغامحمد خان قاجار
رضا قلی خان ایلخانی مقتدرترین خوانین ایرانی متوفی ۱۲۴۹در تبعید آذربایجان سام خان ایلخانی فاتح امیر حسین خان شجاع الدوله نجفعلی خان کردشادلو نخستین ایلخانی بجنورد سال ۱۲۴۸ قمری
هرات ملقب به شجاع الدوله متوفی ۱۳۱۱ قمری جعفرقلی خان شادلو ایلخانی مقتدر ملقب به سهام الدوله
ایلخانی زعفرانلو مسعود ۱۲۷۵ قمری حاکم بجنورد و استرآباد مسموم ۱۲۷۸
محمد ناصرخان شجاع الدوله پسر امیر حسین خان بنیانگذار شهر جدید قوچان متوفی ۱۳۲۰ قمری
حیدر قلی خان سهام الدوله برادر جعفر قلی
خان مسعود در سال ۱۲۸۸ قمری
عبدالرضا خان شجاع الدوله یا محمد خان سهام الدوله (سردار مفخم) متوفی ۱۳۳۸ قمری برادرزاده حیدر قلی خان و متوفی ۱۳۲۲ قمری
امیر حسین خان شجاع الدوله زعفرانلو حاکم بجنورد و استرآباد که آخرین حکم ایلخانیگری را از عزیزالله خان سالار مفخم (سردار معزز)
از زمان درگذشت آخرین ایلخان زعفرانلو در سال ۱۳۳۹، جامعه کوچ نشینی کردهای خراسان عملاً یک پیکر بدون سر است و نه دستگاهی با سلسله مراتب معین دارد و نه رئیسی که همه از وی اطاعت کنند … درحالی که حداقل به مدت دو قرن، اداره و رهبری جامعه کرد خراسان به عهده دستگاهی با سلسله مراتب مشخص بود که در راس آن یک یا دو ایلخان قرار داشت که یکی از آنها در شهر قوچان و دیگری در بجنورد و گاهی نیز در شیروان مستقر بودند؛ ولی امروزه روابط بین طوایف و حتی بین محله‌های یک طایفه به حداقل خود رسیده است. اما از چند دهه پیش امنیت منطقه توسط دولت مرکزی تأمین می‌شود و ژاندارم‌ها کوچ نشینان را خلع سلاح نموده و خصومت‌ها و ستیزها را خاموش کرده‌اند.

آداب و رسوم عروسی

عروسی کردهای خراسان امروز فراتر از عروسی‌های رایج است و عملاً به جشن بزرگ و همایش فرهنگی در منطقه تبدیل شده است. حضور جمعیت از شهرهای مختلف، هنرنمایی هنرمندان گوناگون، تجلیل از سرآمدان موسیقی وفرهنگ منطقه در برخی عروسی‌ها حضور زنان با لباس زیبا و رنگارنگ محلی، شعر خوانی شاعران محلی و توجه ویژه به استفاده از نمادهای بومی _محلی در تزیین جایگاه و محیط عروسی و بهره‌گیری از سنت‌های نیک شه واش (شادباش) و دیگر آیین‌های عروسی سبب شده است که هر عروسی به یک جنگ بزرگ فرهنگی و هنری منطقه تبدیل شود و سی دی این عروسی‌ها در کوتاهترین زمان و در سطح وسیعی مورد استفاده خانواده‌ها قرار گیرد و گاه یک عروسی سنتب فراتر از یک شهر و استان مورد استقبال قرار گرفته است. در قدیم عروسی‌های کردی سه شبانه روز و بنا به برخی نظرها و نوشته‌ها از جمله کتاب ارزشمند <رامشگران شمال خراسان> هفت شبانه روز به طول می‌انجامیده. به علت تغییر شرایط زندگی بیشتر عروسی‌های کردی در یک شبانه روز برگزار می‌شوند.

موسیقی کردی خراسان
موسیقی کردی خراسان که سراسر شمال خراسان، یعنی از سرخس تا شمال گنبد کاووس (از مشرق به مغرب) و از باجگیران و درگز تا نیشابور و سبزوار (شمال به جنوب) را در بر می‌گیرد، از اصالت و ویژگی خاصی برخوردار است. گاهی شنونده را به اوج عرفان و معنویات و عالم ملکوتی سیر می‌دهد. زمانی در غم، هجران و سوز و گداز، اشک چشم شنونده را سرازیر می‌کند و زمانی، به اوج شادی، رقص و پایکوبی وامی‌دارد. این اصالت و گستردگی، از تاریخ پر فراز و نشیب و سرزمینهای پست و بلند، کوهستان‌ها، جلگه‌ها، کوچ‌ها و جابجایی و برخورد با اقوام و ملل مختلف، طبیعت و آبشارها، نغمه پرندگان و…نشأت گرفته است. موسیقی کردی خراسان چهار جنبه دارد:۱-دینی ۲-رزمی ۳-بزمی ۴- سوگی. هر یک از این چهار اصل نیز به مقامها، آهنگها و شاخه‌های متعددی تقسیم می‌گردد. سازهای زهی رایج در میان کردهای خراسان عبارتند از: کمانچه، دوتار، شش‌تار، تنبور (که چهار سیم دارد و اکنون در بین کردهای غرب کشور، معمول است). سازهای بادی که در میان کردهای خراسان رواج داشته است و دارد عبارتند:۱-کرنای ۲-سرنا ۳-شاخ نفیر ۴-نی هفت بند ۵-دوزله (قوشمه) ۶-نای نوازان می‌باشد

طبقه‌بندی گروه‌های هنری کرد خراسان

۱-‘عاشق‌ها’:نوازندگان اصیل و حرفه‌ای کرد خراسان هستند که این شغل را پدر بر پدر، به میراث برده‌اند و به صورت موروثی و نژادا عاشق نوازنده هستند. سازهای آنها عبارتند از کرنا، سرنا (پیق)، دهل، دوزله (قومشه) و کمانچه. آنها کار نوازندگی و آموزش رقص به جوانان را بر عهده دارند. خوانندگی و سرایندگی، جزو وظایف آنها نیست. اجرای نمایش معروف به «توره» نیز از وظایف آنهاست.

۲-‘بخشی‌ها’:بخشی به کسی گفته می‌شود که نوازنده چیره‌دست دوتار باشد و نیز اشعاری را که می‌خواند خود شخصاً بسراید و آواز خوب بخواند. یعنی شاعر، نوازنده و خواننده باشد. واژه بخشی، از کلمه بخشش و موهبت الهی آمده است و شامل حال چنین افراد برجسته‌ای می‌شود و با معنای ذیل کلمه بخشی، که در فرهنگ مصاحب آمده، ارتباطی ندارد.

۳-‘بلیروان‌ها’:نی نوازانی هستند که بیشترشان به صورت شبانان و چوپانان، در فضای باز کوهستان به نواختن و فراگیری آن اقدام می‌کنند و گله گوسفندان یا شتران را با آوای نی خود، به چرا و حرکت وامی‌دارند. نی از زیباترین و اصیل‌ترین آلات موسیقیکردهای خراسان است.

۴-‘لوطی‌ها’:مردمانی آواره، سرگشته و بی قید و بند به دنیا هستند. تنها ساز آنها، دپ یا همان دایره است. بیشتر اشعار هزل و هجو می‌خوانند و از ستمگران و صاحبان زور و زر انتقاد می‌کنند، در گذشته، اخبار ایلات و عشایر ولایات را از نقطه‌ای به نقطه دیگر،انتقال می‌دادند و در واقع کار رادیو و تلویزیون کنونی را انجام می‌دادند. آنها مصونیت سیاسی داشتند و هیچ‌کس حق آزارشان را نداشت.

۵-‘لولوچی‌ها’:آوازه خوانهای غیر حرفه‌ای هستند که معمولاً در جوانی یا به مناسبت حال، همراه با تار بخشی‌ها یا ساز عاشق‌ها، یا بدون ساز آواز می‌خوانند. لولوچی‌ها، بابت کار خود، حق گرفتن دستمزد ندارند و مصونیتی هم شامل حال آنها نمی‌شود و باید پاسخگوی آنچه که می‌خوانند، باشند.

علت تغییرلباس و رقص کردهای خراسان، بعد از کوچ تاریخی

زنان کرمانج چادرنشین امارلو در کال مانی بجنورد در حال ریسمان بافی
تغییر و تحول لباس به علت شرایط اقلیمی و نوع خاص زندگی کردها یعنی چادرنشینی و سردی و گرمی هوا، اشکال گوناگون را به خود گرفته و از رنگهای شاد و روشن و دل‌انگیز متأثر از طبیعت بوده است. رقص‌ها نیز به علت عدم تحریک کافی در گذشته به ناچار تغییریافت و تحریک آن بیشتر و بیشتر شد. فرهنگ کردها ی خراسان، مثل آبی در حال حرکت و پرش و خیزش است ودر طول تاریخ با بهرهگیری از مللی که با آن مواجه بوده و از مرزهای روم گرفته تا ارمنستان و گرجستان و قفقاز و آذربایجان است و خراسان و هندوستان، از زیباییهای هر ملتی بهره‌گیری نموده و بر غنای خویش افزوده است. در حالی که موسیقی و هنر کردهای غرب، فاقد این ویژگیها بوده است. صدها آهنگ در موسیقی کرمانجی خراسان وجود دارد که هر کدام، فلسفه مخصوص به خود دارند که در کتاب تاریخ موسیقی ایران به آن پرداخته‌اند.

پوشاک

لباس زنان کردهای خراسان

کردهای خراسان نیز دیرینه دلدادگان و پرچمدار شکوه فرهنگی هستند که به رغم دور بودن از کردستان، مام میهن، توانسته‌اند فرهنگ نیاکان خود را به زیبایی بر دوش بکشند پوشش زن کرمانج خراسان شاخصه‌های منحصربه‌فردی دارد که نوع پارچه، زینت‌ها، نام‌ها و پردازش رنگ از جمله این ویژگی‌ها است. لباس زن کرمانج خراسان شمالی ترکیبی از گراس (goras)، شیلوار، کله (kolle)و نظامی است. بالاتنه که در اصطلاح کرمانجی «گراس» نامیده می‌شود و دامن که در اصطلاح کردی «پارچه» و «شیلوار» نامیده می‌شود، دو قسمت اصلی لباس کرمانجی هستند. بالاتنه لباس، «گراس» نامیده می‌شود که پیراهنی ساده‌است و یقه خاصی ندارد. «کله» پوششی است از جنس پارچه مخمل که بر روی گراس پوشیده می‌شود. برای کله از پارچه مخمل با رنگهای تند و گرم مثل قرمز و سبز و بنفش استفاده می‌شود. این لباس با سکه‌های تزیینی که در اصطلاح کرمانجی «دراو» نامیده می‌شود با تعبیه حلقه بر روی سکه، تزیین می‌شود. سکه‌های متعدد بر روی کله، هنگام راه رفتن، صدایی موزون تولید می‌کند. به حاشیه یقه، جیب‌ها و سر آستین‌های کله، نوارهایی زیگزاگ با رنگهای تند، دوخته می‌شود. زن کرمانج برای پوشش سر از (پشمی) که امروز به روسری موسوم است و شالی مخصوص استفاده می‌کند، این سرپوشها حتی روی چهره زن به جز چشمان را می‌پوشاند.

 

منبع:https://fa.wikipedia.org

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *