اداب و رسوم مردم بجنورد

اداب و رسوم مردم بجنورد

بجنورداسمارت: در خراسان شمالی موسیقی ترکمن ها با اقتباس از اشعار شاعر معروف ترکمن مختوم قلی اجرا می شود. بطور کلی موسیقی این خطه در قالب کردی و ترکی می باشد. از سازهای معروف موسیقی در خراسان شمالی میتوان : از کمانچه، سورنا، دوتار، دهل و نی نام برد .

در ایام نوروز مسابقات مختلفی در بین ترکمن ها برگزار میشود که می توان به مسابقات اسبدوانی،کشتی با چوخه و مراسم خروس جنگی اشاره نمود. چوخه از آیین ها و ورزش های سنتی و بومی مردم خراسان شمالی می باشد که هر ساله در عید سعید فطر و سیزدهم و چهاردهم فروردین اجرا می شود.جشن های مربوط به ازدواج یا ترانه سرایی از دیگر مراسم های قوم ترکمن می باشد، پختن نان های و غذاهای محلی در مناسبت های مختلف نظیر نوروز از جمله آیین های این خطه بشمار میرون
استان خراسان شمالی از استانهایی است که زبان و لهجه های زیادی در آن متداول است.مردم این خطه با پراکنش متفاوت با گویشهای :ترکی، فارسی، تاتی، بلوچی، کردی کرمانجی، ترکمنی، فارسی دری و…سالیان سال با هم ارتباط داشته و دارند.شبیه این تفاوت گفتاری، تفاوتهایی درمذهب و فرهنگ اهالی نیز دیده می شود.فارغ از بعضی رفتارهای اختلاف انگیز با منشاءاستعماری، مردم این ناحیه ازایران بدون توجه به زبان ُ مذهب و فرهنگ درتعامل بایکدیگربوده، در دادوستدها و حتی ازدواج اقوام مختلف مشکلی وجود ندارد. باهمه اینها ازسالهاپیش خطر انقراض بعضی گویشها احساس می شود.

غذاهای سنتی استان خراسان شمالی به شرح زیر می باشند:

  • آش یارمه
  • آش دوغ
  • فطیر(نان فطیر)

آداب ماه رمضان در خراسان شمالی

 بجنورد – خبرگزاری مهر: ماه مبارک رمضان همواره در فرهنگ اقوام مختلف ایران جایگاه ویژه‌ای داشته و آداب و رسوم برگزاری آن نیز برمبنای افکار این فرهنگ‌ها در مناطق مختلف به اشکال متفاوتی نمایان شده است. در میان اقوام مختلف ایرانی همواره آیین‌های ویژه‌ای در مورد این ماه برگزار می‌شد که به واسطه قدمت و بی آلایشی از قداست خاصی برخوردار بودند.

با گسترش زندگی شهری و ماشینی به نظر می‌رسد متاسفانه برخی از این آیین‌های کهن رو به فراموشی و یا حداقل کم رنگ شدن گذاشته‌اند، البته انتظار عدم تغییر در آداب و رسوم معقول و پسندیده نیست اما از بین رفتن آیین‌ها و دگرگون شدن فرهنگ‌های اصیل نیز زنگ خطری است که باید قبل از هر کسی گوش تک تک ما شنوای آن باشد.
در خراسان شمالی نیز از دیرباز با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان جنب و جوش‌های مردم آغاز می‌شد و این مردمان پاک و بی آلایش خالصانه خود را آماده میهمانی خدا می‌کردند.

وصل تو کجا و من مهجور کجا؟

با نزدیک شدن این ماه مردم استان برای نظافت خانه و کاشانه و مسجد محل خود اقدام می‌کردند. آنان درواقع با نظافت و خانه تکانی به پیشواز بهار قرآن می‌رفتند تا بتوانند با فراغت و آسودگی خیال به انجام تکالیف دینی خویش بپردازند. در این نظافت عمومی پیر و جوان، زن و مرد برای پاکیزگی خانه، محله و مسجد و تکایای خود دخیل بودند، فرش‌های خانه و مساجد را می‌تکاندند و وسایل آشپزخانه مساجد را شست و شو می‌دادند.
پس از اتمام نظافت منازل و مساجد نوبت به نظافت شخصی می‌رسید و در این زمان بود که در ۶ یا ۷ حمام موجود در بجنورد قدیم جای سوزن انداختن نبود، حمام‌هایی چون حمام سراب، حمام جاجرمی ها، کوثر، حمام نور، حمام رجاییان و حمام ملاک که دو شیفته می‌شدند و آتش آن‌ها نیز لحظه‌ای خاموش نمی‌شد.

راه تو به هر روش که پویند خوشست

در زمان‌های گذشته تشخیص زمان دقیق سحری به دلیل نبود امکانات مشکل بود بنابراین افراد از طریق حرکت ستاره‌ها زمان سحر را تشخیص می‌دادند.
عشایر و کوچ نشینان و چوپان‌های خراسان شمالی چون بیشتر وقت خود را در بیابان سپری می‌کردند از این روش برای تشخیص سحری استفاده می‌کردند و در هنگام سحر نیز افراد خوش الحان با چاوش خوانی مردم منطقه را برای خوردن سحری بیدار می‌کردند.
در مناطقی که چاوش خوان وجود نداشت افراد با کوبیدن بر تشت‌های مسی که به اعتقاد آنان موجب ایجاد فضایی معنوی شده و آرامشی خاص به فضا می‌بخشید مردم را به عبادت کردن و خوردن سحری دعوت می‌کردند.
در بجنورد در زمان سحری ۲ طبل نواخته می‌شد، طبل‌هایی آهنگین که هر کدام دارای معانی خاصی بودند؛ آهنگ طبل اول بدین گونه بود که «قره خاتون تو پلو بیشر» یعنی پیرزن بلند شو غذا درست کن که خانم خانه را به برخاستن و آماده کردن بساط سحری دعوت می‌کرد.
آهنگ طبل دوم می‌گفت: «قره خاتون قازانه دیشر» یعنی پیرزن دیگ غذا را پایین به یار، که در واقع به معنای آماده بودن سحری و موعد بیدار شدن سایر افراد خانواده بود.

طبل سومی در کار نبود و موعد نواختن آن وقت اذان بود و صدای خوش موذنان بجنوردی، که با آن شروع یک روز روزه داری افراد را اعلام می‌کردند.

در طول روز نیز هر کدام از افراد سراغ کار و بار خود می‌رفتند و لحظه‌ای از تلاش برای معاش دست نمی‌کشیدند، کشاورزان خراسان شمالی در مواردی که ماه مبارک رمضان با فصل تابستان قرین می‌شد در هوای بسیار گرم در مزارع خود مشغول دروی محصول بودند و در برابر گرسنگی و تشنگی طاقت فرسا تحمل می‌کردند.

افطاری‌های سنتی ساده در خراسان شمالی

نوع غذاها در افطار مردم خراسان شمالی متناسب با فصل‌های سال تغییر می‌کرد به گونه‌ای که در فصل بهار غذاهایی هم چون فتیر مسکه والون که در واقع نوعی غذا شبیه به آش دندونی و متشکل از گندم و نخود سالم به همراه روغن زرد حیوانی بود، استفاده می‌کردند. یارمه از دیگر غذاهای مرسوم در فصل بهار ویژه ماه مبارک رمضان بود که از گندم نیم دانه، گوشت قورمه، روغن زرد و ادویه جات تهیه می‌شد.
همچنین غذاهای آبکی، خرما، حلوا و … در سفره افطار غالب مردم خراسان شمالی وجود داشت.
در میان کرمانج رسم بود افرادی که تازه به سن شرعی روزه داری می‌رسیدند در هنگام افطار از سوی بزرگ‌تر خانواده هدیه و چشم روشنی دریافت می‌کردند، افرادی هم که به سن روزه داری نرسیده اما به دلیل علاقه به این فریضه الهی روزه می‌گرفتند نیز از سوی بزرگ‌ترهای فامیل جایزه دریافت می‌کردند.
دادن افطاری توسط بزرگ‌ترهای فامیل و دعوت از کوچک‌ترها از دیگر رسوم رایج در میان مردم این منطقه بود، پخت حلیم در ایام ماه رمضان در قهوه خانه و کافه‌ها و توزیع آن و پخت زولبیا و بامیه و پشمک توسط قنادی‌ها از دیگر غذاها و شیرینی‌های ویژه این ایام بود.

ماه رمضان و صله رحم

دید و بازدید و سرکشی از یکدیگر و عیادت از مریض از جمله کارهایی بود که مردم خراسان شمالی بعد از افطار انجام می‌دادند، کمک به محرومان و بردن افطاری برای آن‌ها در طول ماه مبارک رمضان و به ویژه در شب‌های احیاء از دیگر آیین‌های مرسوم بین مردم بود.
برپایی مراسم نقالی در قهوه خانه‌ها و خواندن شاهنامه، اسکندرنامه و مختارنامه و بازی‌هایی چون گل بازی، پادشاه و وزیر در حد فاصل افطار تا سحر از برنامه‌های جانبی ویژه این ایام بوده است.
در مراسم بزرگداشت شب‌های قدر مردم استان از قاریان قرآن، بزرگان و ریش سفیدان محل، اقوام و خویشان و افراد نیازمند دعوت می‌کردند تا در مراسم احیاء داری آن‌ها شرکت کنند و بعد از افطار به خواندن قرآن، برگزاری مجلس روضه، دعا و نیایش ادامه می‌دادند و این مراسم تا اذان صبح ادامه داشت.
یکی از رسومی که در شب‌های قدر انجام می‌شد شب زنده داری با قرائت قرآن، خواندن دعاهای جوشن کبیر و سایر ادعیه و قرآن به سر گرفتن بود.

عید فطر در خراسان شمالی

رسم بر این بود که روز عید فطر، زکات فطریه را قبل از برآمدن خورشید به متولیان تقسیم و توزیع آن و یا به خانواده‌های نیازمند می‌رسانند و هم چنین با شرکت در نماز عید فطر به سبب بهره مندی از نعمت روزه و توفیق در برگزاری مجالس و محافل مذهبی خدا را شکر می‌کردند.
در هنگام عید فطر افراد در محیطی باز، هموار و خوش منظر به نام خرمنگاه دور هم جمع شده و پس از جمع آوری فطره نماز عید فطر را به جا می‌آورند.

ترکمنان اهل سنت خراسان شمالی
ترکمنان اهل سنت خراسان شمالی در ماه مبارک رمضان همانند سایر مسلمانان ایران و جهان آداب و رسوم و آیین‌های مذهبی خاصی برگزار می‌کنند.
ترکمن‌ها در این ماه علاوه بر برپایی نمازهای یومیه، شب‌ها با حضور در مساجد اقدام به برپایی نماز جماعت با عنوان «تراویج» می‌کنند.
تراویج نمازی ‪ ۲۰‬رکعتی است که در قالب ‪ ۱۰‬نماز دو رکعتی، پس از اقامه نماز عشاء به جماعت خوانده می‌شود به صورتی که امام جماعت پس از خواندن حمد ‪ ۱۰‬سوره از سوره‌های کوتاه قرآن مجید را در این نماز قرائت می‌کند.
مراسم ختم قرآن مجید نیز از دیگر مراسم ترکمنان خراسان شمالی است که تعدادی از قاریان معروف ترکمن با حضور سایر روزه‌داران در مدت زمان معینی در چند شب متوالی قرآن را ختم می‌کنند.
هر بار ختم قرآن توسط ترکمنان با مراسمی ویژه‌ای مانند پخش شیرینی‌و میوه همراه است و گفته می‌شود ترکمن‌ها تا پایان ماه مبارک رمضان دست کم پنج تا شش بار قرآن را ختم می‌کنند.
مراسم «یا رمضان» نیز از دیگر آداب و رسوم ترکمن‌های استان خراسان شمالی است که گفته می‌شود این آیین مختص ترکمن‌های این خطه است.
در این آیین که در شب‌های سوم، چهاردهم و بیست و هفتم ماه مبارک رمضان برگزار می‌شود تعدادی از جوانان بعد از صرف افطار تجمع کرده و با انتخاب یکی از جوانان به عنوان سرگروه اشعاری را در وصف ماه مبارک رمضان و روزه داری به زبان ترکمنی قرائت می‌کنند.
آنان سپس در کوچه و خیابان راه افتاده و به در هر خانه‌ای که می‌رسند صاحبخانه انعامی از قبیل وجه نقد و یا غیرنقد به آن‌ها اهدا می‌کند.
در پایان سه شب برگزاری این مراسم جوانانی که در برپایی این مراسم شرکت داشته‌اند هدایای نقدی و غیرنقدی را بین یکدگیر تقسیم و یا آن را برای تدارک یک افطار و یا سحری دسته‌جمعی استفاده می‌کنند.
با پایان یافتن ماه مبارک رمضان و در روز عید سعید فطر مسلمانان ترکمن خراسان شمالی نیز همانند سایر مسلمانان زکات فطره خود را به میزانی که امام جماعت تعیین کرده به نیازمندان می‌پردازند.
در روز عید در خانه ترکمن‌ها سفره‌ای پهن است و بر روی سفره‌ها نان‌های سنتی و شیرینی و شکلات چیده می‌شود و به دید و بازدید که از خانه بزرگ‌تر ها شروع می‌شود می‌روند.

خواستگاری در میان ایلات كرد شمال خراسان

عناوین:

۱- مراحل مقدماتی
۲- خواستگاری رسمی
۳- مراسم شیرینی خوری
۴- شیربها
۵- حنابندان

۱- مراحل مقدماتی
در جامعه عشایری، بخش اعظم فعالیت های مرتبط با تولید و كلیه امور جاری منزل در دست زنان می باشد و به بیان دیگر، زندگی عشایر، بدون وجود زنان میسر نمی باشد. از این رو، مرد كوچ نشین، بدون وجود زن خود ،هرگز نمی تواند گله را اداره كند و حتی ممكن است قادر به ادامه زندگی سنتی كوچ نشینی هم نباشد. برای مرد كوچ نشین، ازدواج یا زندگی در خانواده ای كه قبلاً تشكیل شده،یكی از ضروریات تداوم كوچ نشینی است وبا توجه به اهمیت نقش زن در زندگی عشایری، ازدواج مجدد مردانی كه همسرشان فوت نموده، خیلی زودتر از آنچه میان شهرنشینان معمول است، انجام می گیرد. در مورد جوانان نیزبه همین صورت است. هر گاه هنگام ازدواج جوانی فرا رسد، نزدیكانش به فكرمی افتند تا همسری برایش انتخاب كنند و چنانچه پدر و مادر در این زمینه كوتاهی كنند، خود جوان، مقصود خویش را از طریق دوستان، به گوش بزرگترها می رساند و آنان نیز، برای داماد كردن جوان، آستین بالا می زنند.
در ارتباط با ازدواج، در ایلات كرد همانند سایر شهرهای كوچك و روستاها و عشایر ایران، از قدیم الایام رسم براین بوده كه دختران هر طایفه را به پسران همان طایفه شوهر می دادند و در رعایت و انجام این رسم، حمیت و تعصب داشتند.انتخاب همسر برای پسر، درمیان كردهای كوچ نشین، اغلب در ییلاق – كه طایفه ها، چادرهای خود را در كنار یا نزدیك یكدیگر برپا می كردند و به كار عشایری می پرداختند – صورت می گرفت. به این ترتیب كه پسران و دختران به هنگام آوردن آب از چشمه، شیردوشی یا گذر گله ، یكدیگر را می دیدند و به هم دل می بستند و همسر دلخواه خود را انتخاب می كردند. پسر، پس از دل بستن به دختر دلخواه، موضوع را با مادر یا خواهر خود،مطرح می كرد. منتهااز آن جایی كه ازدواج در ایلات كرد خراسان ازنوع درون گروهی بود، خانواده ها مایل به ازدواج دخترانشان با افراد بیگانه نبودند. به همین علت، بیشتر ازدواج هایی كه در ایلات كرد رواج داشت، ازدواج درون گروهی بود،مانند ازدواج دختر عمو با پسرعمو. هدف از این نوع ازدواجها، علاوه بر این عقیده كه «عقد دختر عمو و پسرعمو درعرش بسته شده»، بیشترحفظ نام و میراث خانوادگی بود.
خواستگاری در میان ایلات كرد شمال خراسان چه برای اقوام نزدیك و چه دور، تقریبا یكسان بوده است. خواستگاری با اقدام پدرو مادر پسر – كه معمولا در مرحله اول زنها هستند – وبا رفتن به خانه دختر مورد نظر، شروع می شود تا نظر پدر و مادر دختر را نسبت به خود جلب كنند.
خواستگاران از نزدیكان داماد یا پیرزنهایی كه ازاعتبار و تجربه كافی برخوردارند، انتخاب می شوند و در اغلب مواقع، مادر داماد به همراه خواستگاران نمی رود. خواستگاران وظیفه دارند دختر را از نظر اصالت خانوادگی، جمال، كمال و توانایی كار در عشیره بپسندند و پرس و جو نمایند كه دختر خواستگار دیگری نداشته باشد. البته واضح است در این بررسی ها، به گونه ای رفتار نمی كنند كه زننده و یا جنبه ی توهین آمیزداشته باشد. پس از مقدمه چینی ها، اگر خواستگاران، دختر را نپسندند به زودی خداحافظی كرده و می روند اما اگر دختر مناسب و مورد پسندشان واقع شود، موضوع را بی پرده با مادر و خویشاوندان دختر در میان می گذارند و می گویند آمده اند تا دخترشان را برای فلان شخص خواستگاری نمایند. مادر و خویشان دختر اجازه می خواهند و در جواب می گویند بر روی چشم، اجازه بدهید تا با دختر، پدر و دیگر خویشان، موضوع را در میان بگذاریم. مهمانان نیز، اجازه رفتن گرفته، و قول می گیرند چند روز بعد بیایند و خبر بگیرند. خانواده دختر در مدتی كه معین كرده اند موضوع را با بستگان خود در میان گذاشته و شور و مشورت می كنند.
در این گونه گفتگوها اغلب ناسازگاری های شدیدی اتفاق می افتد. به ویژه هنگامی كه جوانانی از خانواده خود مانند پسرخاله، پسردایی، پسرعمو و جز آنها به دختر نظر داشته باشد. در این گونه مواقع، عاقبت مادر دختر نظر خود را موافق می سازد و در هر حال در موعد مقرر تصمیم نهایی گرفته می شود. در روز مقرر پیكی از سوی خانواده پسر می آید كه: «شما قولی به خانواده فلانی داده بودید حالا اجازه می دهید كه خواستگاران رسما به خدمت برسند؟» اگر پاسخ خانواده دختر منفی باشد موضوع به كلی فراموش می شود.چنانچه پاسخ مثبت باشد پدر دختر به پیك خانواده پسر می گوید: «مانعی ندارد» ، و اگر پسری از اقوام عروس، داوطلب ازدواج با این دختر باشد و خانواده دختر نیز موافق با وی باشد، خانواده پسر داوطلب در این امر تعجیل می كند و پا پیش می گذارد.
۲- خواستگاری رسمی
به هر صورت، خواستگاری رسمی شروع می شود. پدر داماد، همراه چند نفر از ریش سفیدان و بزرگتران طایفه برای گفتگو و قول و قرار گذاشتن به منزل پدر دختر رفته و موضوع خواستگاری را مطرح می كنند. خواستگاران – كه به اصطلاح، طرف های داماد هستند – از طرف های دختر – كه پدر دختر برای مجلس دعوتشان كرده است – می پرسند كه شما می خواهید چگونه رفتار كنید؟ چرا كه جهیزیه و لوازم مورد نیاز كلاً بر عهده خانواده داماد است یعنیداماد باید جهیزیه را تهیه كرده یا پولش را بدهد. در این ارتباط معمولاً سه روش وجود دارد:
۱- ممكن است خانواده دختر، قبلاً دختری شوهر داده باشند در این صورت می گویند: مثل فلان دختر كه پیشتر شوهر كرده است. بنابراین هر چه در مورد دختر قبلی صورت گرفته در مورد این دختر نیزانجام می شود.
۲- اگر پیش از آن، دختری شوهر نداده باشند به هم ترازان خود نگاه می كنند كه چگونه و با چه شرایطی دختر شوهر داده اند پس به همان طریق رفتار می كنند.
۳- در غیر این صورت، با بحث و گفتگو و چانه زنی به تفاهم می رسند تا به «ده ده» یا «پنج پنج» یا «شش شش» یا رقمی دیگر می رسند.
مثلا اگر «پنج پنج» توافق كرده باشند منظور این است كه پنج من روغن، پنج دست رختخواب، پنج راس گوسفند، پانصد تومان پول. پنج مثقال طلا و جز آن.
اما چنانچه داماد متمكن بود، حتی پیشنهاد خانواده عروس را افزایش می داد. سپس عده ای از خانواده دو طرف برای خرید اثاث و لوازم تعیین شده روانه شهر می شدند. اگر در ده یا ایل، ملایی نبود، عروس و داماد را جهت عقد ازدواج به شهر می بردند. چیزهای لازم را خریداری می كردند و به ده یا ایل می آوردند و لوازم خریداری شده را به منزل داماد می بردند.

۳-مراسم شیرینی خوری
روز بعد، پدر یا بزرگتر داماد، دعوتنامه ها را برای مهمانان راه دور می فرستاد یا پیكی را همراه با كاغذ روانه می كرد و خود، مابقی مهمانان را دعوت می نمود و برای اهالی كاسه ای پر از شیرینی و آب نبات كرده، تك تك خانواده ها را جهت مراسم شیرینی خوری (قند شكستن) دعوت می كردند. سپس در روز موعود همه ی مهمانان به منزل پدر داماد می آمدند. قبل از روز انجام مراسم، ابتدا از خانه داماد مقداری برنج، روغن، نان(یاآرد)، قند، چای، شیرینی و یك یا چند گوسفند به خانه پدر دخترفرستاده می شود، تا برای شام آن شب مهمان دو طرف، تدارك لازم را ببینند.
در خانه داماد نیز شور و غوغایی به پا می شد. مهمانان، در هنگام ورود به خانه داماد، با گفتن «مبارك باد! میزبان خود را شاد می كردند و در مقابل، میزبانان هم با نقل و شیرینی از آنان پذیرایی می نمودند. آنگاه، مهمانان همراه با نوازندگان، دو تارچی ها (عاشقها)، ساز و دهل و سرنا در پیش، و در حالی كه زنان با لباس محلی و چادر سفید و خنچه ای كه در آن كله قندی قرار داده، و روی آن را با شال قرمز رنگی پوشانده و روی سرگذاشته، به دنبال هم و حدود ساعت سه، چهار بعدازظهر روانه ی منزل عروس می شدند.
در نزدیكی خانه عروس، ریش سفیدان و بزرگان خانواده عروس، به پیشواز خانواده داماد می آمدند و در برخی از ایلها گوسفندی نیز در پیش پای ایشان قربانی می كردند. سپس به همراه مهمانان به سوی منزل پدر عروس باز می گشتند. در آستانه در منزل پدر عروس، خانمی با منقل برافروخته و اسفند در داخل سینی به انتظار می ایستاد و به محض ورود مهمانان به آنان خوش آمد می گفت.
۴-شیر بها
مهمانان به فراخور حال، با اهدای مبلغی پول و تبریك گفتن، وارد منزل پدر عروس می شدند. نوازندگان نیز به استقبال مهمانان تازه وارد رفته، انعامی از آنان می گرفتند سپس به داخل منزل، دعوت و با نقل و شیرینی و چای پذیرایی می شدند. بعد از پذیرایی، نوازندگان ساز و دهل، شروع به نواختن آهنگ های محلی می كردند. سپس ریش سفیدی كه نقش بزرگتر را بر عهده داشت، دستور می داد خوانچه ها را از اتاق دیگر به اتاق پذیرایی بیاورند و به یكی از خدمتكاران اشاره می كرد تا پوشش خوانچه را بردارد. پس از برداشتن خوانچه ها، ریش سفید خانواده عروس، رو به مهمانان می كرد و می گفت:«اگر امانتی دارید تحویل بدهید.»
یكی از اعضای خانواده داماد كه آوردنده ی پول بود پیش می رفت و پول را كه در دستمال ابریشمی پیچیده، تقدیم می كرد. ریش سفیدان خانواده عروس، به رسم احترام سر فرود می آوردند و دستمال پول را می گرفتند و به شمارش آن می پرداختند. بعد مبلغی از آن را در همان دستمال پیچیده و بر می گرداندند.این رسم و سنتی است دیرین كه پدر عروس از مبلغ تعیین شده مقداری را تخفیف می داد و در واقع نسبت به داماد خود گذشت می كرد، ضمناً به این طریق می خواست دستمال را خالی برنگرداند.
«دكتر محمد حسین پاپلی یزدی » ، مؤلف كتاب «كوچ نشینی در شمال خراسان» درباره این مبلغ می نویسد: «در سال ۱۳۵۸(ش)، بین كوچ نشینان خراسان، مجموع پولی كه برای ازدواج با یك دختر از پسر مطالبه می شد، مبلغ ۴۵۰۰۰۰ ریال بود كه علاوه بر آن ، پسر باید چند راس دام هدیه می داد و هزینه های مربوط به ازدواج را نیز متقبل می شد. در همین سال، هزینه های كلی ازدواج برای پسری كوچ نشنین از خانواده ای متوسط، بالغ بر ۵۶۰۰۰۰ ریال میشد. در حالی كه در همین سال، ازدواج برای یك پسر جوان روستایی از خانواده ای متوسط حداكثر ۱۲۸۰۰۰ ریال هزینه در بر می داشت…» در واقع چنانكه مرسوم است، پولی كه به عنوان هدیه یا شیربها به پدر دختر داده می شد باید هزینه خرید جهیزیه لازم برای استقرار زوج جوان شود كه معمولا وسایل یك زندگی عادی ایلیاتی است. سپس دو نفر ملا از طرف عروس و داماد – اگر عروس و داماد از دو ده یا طایفه بودند – به میان مجلس می آمدند و پس از فرستادن چند صلوات، یكی از آنانكه از جهت علم، سن، مقام روحانیت یا سید بودن بر دیگری مقدم بود، در آنجا می ماند و دیگری به احترام ملای اعلم كنار می رفت و او دو كله قند را برداشته و سر آنها را طوری به هم می زد تا بشكنند. وقتی قند شكسته می شد،حاضران در مجلس هلهله می كنند و دست می زنند. ملا، نخستین تكه قند را به داماد می دهد. آنگاه چند نفر قندها را در تكه های بزرگ شكسته، در یك سینی می گذارند و جلوی حاضرین می گردانند. هر كس تكه ای بر می دارد. نوك قندها را نیز به عنوان تبرك به خانواده عروس و داماد می دهند.
۵-حنا بندان
در حنابندان رسم این است كه در خانه داماد كمی از همان حنایی كه برای داماد تهیه شده در ظرفی ریخته و یكی از زنان وابسته به خانواده،آن را به خانه عروس می برد. این ظرف حنا، باید با چند هدیه مناسب و قیمتی برای عروس ،همراه باشد. در گذشته رسم بر این بود كه چند سكه ناصرالدین شاهی هم به همراه حنا برای عروس می فرستادند. در شب حنابندان، تعدادی از همسالان و دوستان عروس به دور او جمع شده و شادی می كنند. زنان خانواده داماد هم به اتاق دختر هدایت شده و با كسب اجازه از مادر عروس ، حنابندان را شروع می كنند. پیش از شروع حنابندان، عروس دست راست خود را در حالی كه شال قرمز رنگی بر روی آن انداخته شده بالای سر قرار می دهد و حاضران، بخصوص زنان خانواده ی داماد، هر یك به فراخور حال، هدیه ای در كف دست او می گذارند(قبلاً بیشتر، سكه های طلا و نقره بود) بعد، یك نفر سكه ها را گوشه چارقد عروس می بست و حنابندان آغاز می شد.
درطول مدت زمانی كه حاضرین مشغول حنابستن به دستهای عروس بودند، برخی از زنان آواز می خواندند و شعرهایی كه می خواندند اغلب چند پهلو و طعنه آمیز بود، مثلا خواهر عروس می گفت: «دختر ما را به التماس بردید» و خواهر داماد می گفت: «باالتماس، دخترتان را به ما دادید». سپس به مهمانان شام داده می شد و پس از حنابندان، دختر و پسر رسماً نامزد یكدیگر به حساب می آمدندو از همین روز عروس به رسم احترام، صورت خود رابه هنگام روبه رو شدن با بستگان داماد می پوشانید و با آنان طرف صحبت نمی شد و هرگاه در كوچه كسی از خانواده داماد را می دید، چنانچه راه گریزی داشت، از چشم او دور می شد و گوشه چادر خود را طوری روی سر قرار می داد كه صورتش معلوم نشود و در صورتی كه سوالی از وی می شد فردی را واسطه قرار می داد و اگر به چنین كسی دسترسی نداشت، با اشاره به پرسش ها پاسخ می داد. این وضعیت، در گذشته گاهی تا تولد چندین فرزند نیز ادامه می یافت و داماد نیز سعی می كرد با پدر عروس مواجه نشود و چنانچه برای دیدن عروس به منزل آنها می آمد می بایست پاسی از شب گذشته به منزل یكی از نزدیكان عروس مانند خاله یا خواهر او می رفت. او هم به مادر عروس خبر می داد تا جایی برای دیدار عروس و داماد تعیین می كردند؛ آن هم به این شرط كه پدر و برادران عروس بویی از قضیه نبرند و قبل از اذان صبح نیز می بایست داماد، عروس را ترك كرده به منزل خود باز می گشت. البته، گاهی داماد با انداختن چند پاره سنگ به پشت بام خانه یا چادر عروس، حضور خود را اعلام می كرد.
در فاصله نامزدی تا عروسی هر قدر هم طول كشد، داماد موظف است هنگام فرا رسیدن جشن های ملی و مذهبی چیزهایی از قبیل قند، برنج و روغن، همراه هدایای قیمتی به خانه عروس بفرستد. البته، خانواده عروس نیز خنچه داماد را خالی بر نمی گرداندند و معمولاً یك قواره پارچه پیراهنی برای داماد در آن می گذاشتند. به این ترتیب مراسم ازدواج یك زوج را انجام می دادند

آداب و رسوم ماه محرم در خراسان شمالی

محرم درخراسان شمالی -گنجینه فرهنگ‌ها – رنگ و بوی دیگری دارد. کرمانج‌ها، ترک‌ها، ترکمن‌ها، تات‌ها، فارس‌ها و… هریک با آیین و رسوم خاصی در سوگ شهدای کربلا می‌نشینند.

کرمانج ها در روزهای آغازین محرم در حسینیه و تکیه‌ها گرد هم می‌آیند و با برتن کردن رخت سیاه و همچنین سیاه‌پوش کردن در و دیوار محله‌های خود در شهر و روستاها به عزاداری می‌پردازند. از آیینی که در بین کرمانج‌های خراسان شمالی مرسوم است سوگواری، خواندن نوحه‌هایی به زبان کرمانجی و بر سر و سینه زدن عزاداران بر گرد علم سبزرنگ و بلندی است که نشان از علمدار و شهدای کربلا دارد زنان کرمانج نیز با پخت چوزمه، قتلمه و… (نان‌های سنتی) آنها را در بین عزاداران توزیع می‌کنند، همچنین آنها در روستاها، هنگام شب تاسوعا و روز عاشورا در منزل خود غذای سنتی (آش گندم) می‌پزند و آن را به حسینیه‌ها برده و با آن از عزاداران پذیرایی می‌کنند، آنها همچنین در شب شام‌غریبان هیچ تنوری را به نشانه احترام به امام حسین (ع) روشن نمی‌کنند (مربوط به واقعه پنهان کردن سر مبارک امام حسین (ع) در تنور توسط خولی ملعون) و از پخت نان دست می‌کشند.

ترکمن‌ها نیز در این ماه تمام آیین‌های شادی خود را کنار گذاشته و به تاخیر می‌اندازند، آنها همچنین از نقل مکان به خانه‌های نوساز خود یا خانه‌هایی که تازه خریداری شده، امتناع می‌کنند و بر این باورند که نباید حرمت امام حسین (ع) ذریه پاک حضرت رسول (ص) را بشکنند. همچنین زنان ترکمن‌ اهل سنت در شب تاسوعا و روز عاشورا با پختن چوزمه و قتلمه (نان سنتی) آن را در بین عزاداران حسینی توزیع می‌کنند.بافت قالی و قالیچه که از دیرباز جزو صنایع دستی ترکمن‌هاست و بیشتر توسط دختران ترکمن بافته می‌شود نیز در این روزها تعطیل شده و تا خارج شدن ماه محرم بافت آن را به تاخیر می‌اندازند.اغلب ترک‌ها و همچنین مردم شهر صفی‌آباد اسفراین نیز در مراسم مذهبی از قبیل تاسوعا و عاشورا از اول محرم یک غذا می‌پزند و در حسینیه‌ها و تکیه‌ها مردم را دعوت می‌کنند و با این روش که به منادی مشهور است چند بیت از شعر‌های محتشم کاشانی را فردی با صدای بلند در بام حسینیه فریاد می‌زند.
مردم بعد از صرف ناهار چوبی را می‌آورند به نام علم و پارچه‌های سبز رنگ به آن می‌بندند و به سوی معصوم‌زاده (آرامگاه امامزاده) حرکت می‌کنند.در جلوی هیات علم را بر می‌دارند مردم هم نذر کرده و پارچه‌ای را به علم می‌بندند، مردم در هیات به چند دسته تقسیم می‌شوند، هر دسته‌ای که اول نوحه می‌خواند دسته دوم دست‌ها را در بغل می‌گیرد و پا برهنه یک دستمال سیاه به سر بسته حرکت می‌کند. شخصی نیز مقداری کاه بر روی عزاداران می‌پاشد (به معنی خاک بر سر) همچنین در ظهر عاشورا در میدان شهر شبیه‌خوانی برپا می‌شود که تقریبا تمام مردم شهر در آن شرکت می‌کنند.

منبع:http://gtalk.ir

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *