معرفی شهر شوقان

معرفی شهر شوقان


موقعيت جغرافيايي شهر شوقان

شوقان از توابع شهرستان جاجرم است، كه در شمال شرقي اين شهرستان قرار دارد. از شرق و شمال به بجنورد، مانه و سملقان، و از جنوب به بخش سنخواست و از غرب به بخش مركزي شهرستان جاجرم محدود است.

شهر شوقان در ۷۰ كيلومتري جنوب غربي بجنورد و در دامنه جنوبي كوه آلاداغ قرار دارد. اين شهر از شمال به دامنه‌ي كوه آلاداغ و از جنوب به كوههاي سالوك متصل است و از سمت غرب به بخش ميان‌دشت كه با مسافت اندكي به كوه آرمادلو متصل مي‌شود راه دارد، در واقع دامنه‌ي كوه آلاداغ، باغات واراضي كشاورزي شوقان مي‌باشد.

شوقان در دشت همواري قرار گرفته كه از همه طرف به وسيله كوه‌ها احاطه شده است. جلگه‌ي شوقان به خاطر چشمه‌هاي پرآب كوههاي سالوك و آلاداغ از مناطق حاصلخيز جاجرم به شمار مي‌رود.

اين شهر از لحاظ تاريخي قدمت زيادي دارد به طوري كه تعدادي از جهانگردان مشهور از شوقان به عنوان سرزميني آباد و با مردماني مهمان‌نواز كه به زبان پارسي و تركي سخن مي‌گويند ياد كرده‌اند.

شوقان امروزه ۷۰۰ سال قدمت دارد. ابودولف مورخ عرب  كه در ۱۲۰۰ سال پيش، از اين سرزمين عبور كرده مي‌نويسد: « جلگه‌ي شوقان كه در كنار جاده‌ي ابريشم بين استرآباد و خراسان قرار گرفته، قصبه‌اي آباد و مردماني مهمان‌نواز داشته و ما از اين منطقه گذشتيم و به شهر مشهد رفتيم و در مشهد شنيديم كه منطقه‌ي شوقان به وسيله زلزله‌اي تخريب شده است. بعداز دو ماه كه به شوقان برگشتيم، ديديم كه گودال بزرگي در منطقه بوجود آمده و كلاً آثاري از آبادي به جاي نمانده است».

البته بعدها تاييد شد كه سنگ آسماني در منطقه‌ي شوقان فرود آمده و باعث تخريب آبادي شده است به اين دليل امروزه يك روستايي به نام گود شوقان وجود دارد.

نظافت و خانه‌تكاني

چهره‌ي شوقان از نيمه‌ي شعبان دگرگون مي‌شود و همه‌ي مردم اين شهر در جنب و جوش و آماده‌سازي خويش براي استقبال از ماه رمضان هستند از چند روز قبل از ماه رمضان مردم به پاكسازي خانه‌ها ، محله‌ها ، دكان‌ها ، حسينيه‌هاو مساجد مي‌پردازند.

زنان و دختران اين روستا به خانه‌تكاني ، تميزكردن، شستشوي اثاث خانه و تهيه‌ي مايحتاج در ماه رمضان مشغول مي‌شوند و مردها به كسب و كار خود سامان مي‌دهند تا بتوانند با فراغت بيشترو خيالي آسوده در ماه مبارك رمضان به عبادت بپردازند. زنها و دخترها براي نظافت خانه ابتدا فرشها و اثاث خانه را در حياط جمع مي‌كنند و پس از جارو و گردگيري اتاقها به تميز كردن اسباب خانه مشغول مي‌شوند و بعد از اتمام نظافت دوباره هرچيز را جاي خود مي‌گذارند.

لباسها را كه اكنون با پودر رختشويي مي‌شويند درقديم مردم شوقان از گياهي به نام «چوقان» براي شستن لباس استفاده مي‌كردند بعد از شستن لباسها آنها را در آفتاب پهن مي‌كردند و پس از خشك‌شدن در «چمدان» مي‌گذاشتند و براي ماه رمضان آماده مي‌كردند.

در آن زمان در شوقان زن‌ها لباس‌هايشان را سر جوي آب يا لب چشمه مي‌شستند هر كدام از زن‌ها در لب چشمه با سنگ اجاق كوچكي درست مي‌كردند و با هيزم اجاق را روشن مي‌كردند و «غلف» را پر از آب كرده روي اجاق مي‌گذاشتند تا آب گرم شود بعد آب را توي تشت مي‌ريختند و رختها را خيس كرده و با صابون و چوقان مي‌شستند. لباسهاي شسته‌شده را روي سنگهاي كوهي در بالاي سرچشمه در آفتاب پهن مي‌كردند.

در فاصله‌اي كه زنها منتظر خشك‌شدن رختهايشان بودند دستمال محتوي ناهارشان كه بيشتر نان و ماست و پياز بوده را روي زمين پهن مي‌كردند و مي‌خوردند.

بعد ازخوردن ناهار يكي دو ساعت از ظهر گذشته رختها را جمع مي‌كردندو توي تشت مي‌ريختند و تشت و غلف را روي سرشان مي‌گذاشتند و راهي آبادي مي‌شدند.

سفيد كردن ديوار خانه‌ها

اغلب خانه‌ها در شوقان داراي ديواركاه‌گلي بوده است ديوارها را براي ماه رمضان كاه‌گل تازه مي‌مالند در شوقان ديوارها را با خاك مخصوصي كه از تپه‌اي در يك فرسخي شوقان است مي‌آورند و سفيد مي‌كنند. براي آوردن اين خاك مرد يا پسر بزرگ خانه يكي دو روز قبل از ماه مبارك رمضان يك بارِِ الاغ از خاك تپه مي‌آورند، خاك را در تشتي مي‌ريزند و به آن آب اضافه مي‌كردند تا دو‌غاب غليظي درست شود.

ناگفته نماند نظافت و خانه تكاني بيشتر به وسيله دختران دم‌بخت و عروس‌شده انجام مي‌گيرد. چون مردم شوقان عقيده دارند كه دختر دم‌بخت با جارو كردن و نظافت خانه، بختش باز مي‌شود و به خانه شوهر مي‌رود. همچنين مردم اين آبادي سعي مي‌كنند نظافت و خانه‌تكاني را به هنگام روز انجام دهند ، آنها معتقدند كه جاروكردن در شب كراهت دارد و شب بايد خانه تميز باشد و گرنه شيطان در خانه‌‌ي كثيف ماندگار مي‌شود و به اين دليل خاكروبه را قبل از غروب آفتاب از خانه بيرون مي‌بردند.

نظافت اماكن عمومي

همان‌گونه كه گفتيم براي ماه مبارك رمضان نظافت به خانه‌ها محدود نمي‌شود مساجد، حسينيه‌ها، دكانها و اماكن عمومي را هم شامل مي‌شود. در نظافت مساجد و حسينيه‌ها مردم بخصوص جوانان شركت مي‌كنند و اين كار را ثواب مي‌دانند. اگر ماه رمضان مصادف با زمستان بود در مساجد و حسينيه‌ها بخاري يا منقل مي‌گذاشتند. ناگفته نماند در اين روستا بيشتر براي نظافت مسجد زنها شركت مي‌كردند زنها دسته‌جمعي به آب و جاروي مسجد و شستن ظرفها و آماده‌ساختن وسايل پذيرايي براي ماه رمضان مي‌پرداختند.

حمام

مردم براي حمام ماه رمضان سعي مي‌كنند در آخرين روزهاي ماه شعبان و هرچه نزديكتر به ماه رمضان به حمام بروند تا براي ماه رمضان كمتر به حمام نياز پيدا كنند. زيرا مردم شوقان عقيده داشتند چنانچه هنگام روزه داشتن در حمام زياد معطل شوند روزه‌ي آنها دچار اشكال مي‌شود. آنها در ماه رمضان شبها به حمام مي‌رفتند تا روزه‌ي آنان با اشكال روبرو نشود به همين دليل كار حمام اين آبادي شبانه‌روزي بوده و مشتري حمام در شب بيشتر بوده است. لازم به ذكر است كه امروزه اغلب خانه‌ها حمام دارند و مردم در خانه استحمام مي‌كنند. در شوقان در زمانهاي خيلي دور حمامي بوده كه داراي خزينه بوده كه از دو قسمت تشكيل مي‌شده يك قسمت براي شستشوي و كيسه‌كشيدن و قسمت ديگر براي غسل‌كردن بوده است. در گذشته‌ي دور در اين روستا خضاب‌كردن موها براي ماه رمضان به افراد خاصي محدود نمي‌شد به جز كساني كه عزادار بودند بقيه موهايشان را حنا مي‌بستند.

تهيه احتياجات ماه مبارك رمضان

ماه رمضان ماه روزه و عبادت است به همين سبب در ماه رمضان كسب و كار از رونق مي‌افتاد و مردم شوقان سعي مي‌كردند مايحتاج خود را قبل از ماه رمضان تهيه كنند. چيزهايي كه براي اين ماه تهيه مي‌كردند بيشتر عبارتند از: برنج، روغن، عدس، ماش، لوبيا، يارمه، خرما، مغز گردو، انواع نان خانگي، قند وشكر، چاي و آبنبات و ….

از اين ميان برنج يا به قول شوقاني‌ها پلو غذاي اصلي مردم شوقان در ماه رمضان بوده و خريد و مصرف برنج در اين ماه از هر چيز ديگر بيشتر بوده است.

نان جو در گذشته نان مصرفي اغلب مردم شوقان بوده و تنها خانواده‌هاي ثروتمند از اين نان گندم استفاده مي‌كردند. امروزه نان جو را در اين آبادي هيچكس مصرف نمي‌كند. وجود خرما و نمك هم بر سر سفره‌ي افطار از واجبات بوده خوردن خرما اول افطار مستحب است. در شوقان عقيده بر اين است كه خرما غذاي حضرت علي (ع) هنگام افطار بوده و حضرت با نان جو و خرما افطار مي‌كردند.

تهيه گوشت براي ماه رمضان

هر كدام از خانواده‌هاي شوقاني اول بهار كه علوفه فراوان بوده به اندازه تواناييشان چند ميش و بره را پروار مي‌كردند و وقتي هوا سرد مي‌شد و اولين برف زمستاني مي‌باريد گوسفندها را ذبح مي‌كردند و گوشت آنها را قرمه كرده براي فصل زمستان نگه مي‌داشتند.

در سالهايي هم كه ماه رمضان به زمستان مي‌افتاد از جمله تداركاتي كه براي ماه رمضان مردم مي‌ديدند تهيه گوشت قرمه بود.

ناگفته نماند در اين روستا سيرابي را خوب مي‌شستند و خشك مي‌كردند و قرمه‌ها را داخل سيرابي مي‌ريختند و از سقف انبار سردي آويزان مي‌كردند تا براي مدت زيادي قرمه‌ها سالم بمانند و اهل خانه در ماه رمضان بي‌گوشت نمانند.

 مراسم آشتي‌كنان قبل از ماه رمضان

يكي از رسوم پسنديده‌ي مردم شوقان در گذشته‌ در ماه رمضان آشتي و ايجاد الفت بين افرادي بود كه به سببي از يكديگر كدورتي به دل داشتند اين رسم پسنديده قبل از فرارسيدن ماه رمضان از واجبات بوده است چون مردم شوقان عقيده داشتند كه اگر كسي روزه بگيرد و در حالي كه از بستگان يا برادر ديني خود كدورتي به دل داشته باشد روزه‌اش مال شيطان است و قبول درگاه خداوند نيست.

اين رسم كما بيش در روستاهاي اطراف شوقان به چشم مي‌خورد و تشريفات آن بسيار ساده مي‌باشد. اگر دو نفراز يكديگر ناراحتي داشته باشند يا خودشان بدون مقدمه دست درگردن هم اندازند و صورت يكديگر را ببوسند يا يك ريش‌سفيد يا بزرگتر پا در مياني مي‌كرده و آنها را آشتي مي‌داده است.

مردم شوقان معتقدند اگر بزرگترها گذشت كنند و براي آشتي پيش قدم شوند و به سوي كوچكتر برود ثواب بيشتري مي‌برد. مردم مي‌گويند: چون ماه رمضان، ماه خداست خداوند از

آدم كينه بدل، بدش مي‌آيد و روزه‌اش را كمتر ثواب مي‌دهد.

  مبلغان مذهي در ماه رمضان

از جمله مقدمات ماه مبارك رمضان دعوت ملاي محل بود كه اين ملا بايد سي شب تمام در مسجد به منبر مي‌رفت. در شوقان چون مكتب‌خانه از زمانهاي قديم داير بوده و ملا هم وجود داشته و مردم هم به يادگيري علم اهميت زيادي مي‌دهند، مردم از ملا مي‌‌خواستند هر روز به مسجد بيايد و اصول و عقايد و احكام شرعي را براي مردم بازگو نمايد. ملا هم هر شب به منبر مي‌رفت و در آخر سخنراني و عزاداري براي رفتگان مردم شوقان دعا مي‌كرد و در قبال آن پولي براي ملا جمع‌آوري مي‌كردند. ريش سفيدان محل هم بيكار نبودند آنها از مردم پول جمع‌آوري مي‌كردند و در آخرين روز ماه رمضان ملا را به خانه كدخداي محل دعوت مي‌كردند و پول جمع‌آوري شده را به او تقديم مي‌كردند و از او تشكر مي‌كردند.
منبع:http://bama.resaco.ir

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *